New Life in Christ
9 - Truthfulness and Honesty in our Lives
Christadelphian Bible Mission
زندگی جدید در مسیح
درس 9
راستگویی و صداقت در زندگی ما
در کتاب تثنیه به آخرین سخنان موسی درست پیش از آن که چشم از جهان فرو بندد اشاره شده است. موسی تقریبا چهل سال پیش، مهربانی و محبت خدا را دیده بود. در آن هنگام خدا از برابر موسی گذشت و چنین ندا کرد:
" یهوه، یهوه، خدای رحیم و فیاض، دیر خشم و آکنده از محبت و راستی..." �خروج 34:6
وفاداری خدا
In the book of Deuteronomy we have the last words of Moses, spoken just before he died. Nearly forty years before he had seen the goodness of God who had passed by him and proclaimed:
“The LORD, The LORD God, merciful and gracious, longsuffering, and abundant in goodness and truth…”
Exodus 34:6 (KJV)
The Faithfulness of God
حال در کتاب تثنیه می خوانیم که موسی در وصف خدا برای قوم اسرائیل که قصد عبور از رود اردن و ورود به سرزمین وعده دارند اینگونه می سراید:
" نام خدا را ندا خواهم کرد؛ وصف عظمت خدای ما را بگویید. اوست صخره و کارهایش به کمال، راههایش جملگی انصاف، او خدای امین و برکنار از بیداد، عادل است او و هم درستکار." � تثنیه 4-32:3
در هر دو آیه فوق، خدا امین و درستکار توصیف شده است. از نظر موسی، خدا شبیه یک صخره است که می توان به راهها و کارهایش کاملا اعتماد کرد. داوود نیز در یکی از مزمورهایش از این عبارت جهت توصیف خدا استفاده نموده است.
" روح خود را به دست تو می سپارم، تو مرا فدیه کرده ای، ای یهوه خدای امین." �مزامیر 31:5
وفاداری خدا
Now, in Deuteronomy, Moses describes God to the Israelites who will cross over the River Jordan and enter the Promised Land. This is what he says:
“I will publish the name of the LORD: ascribe ye greatness unto our God. He is the Rock, his work is perfect: for all his ways are judgment: a God of truth and without iniquity, just and right is he.” Deuteronomy 32:3-4 (KJV)
In both of these quotations God is described as truthful. For Moses, God was like a rock, absolutely dependable in all His ways and in everything He said. David also used this expression to describe God in one of his Psalms.
“Into thine hand I commit my spirit: thou hast redeemed me, O LORD God of truth.”
Psalm 31:5 (KJV)
The Faithfulness of God
ما می دانیم که عیسی اولین بخش این آیه را قبل از مرگ بیان کرد. در واقع کلمات این بخش از آیه، آخرین کلماتی بودند که او به هنگام مصلوب شدن به زبان آورد و این کلمات به ما اعتماد کامل عیسی به خدا را نشان می دهند. احتمالا بخش دوم این آیه همان عبارتی باشد که عیسی بلافاصله پس از رستاخیز از مردگان به زبان آورد. از نظر عیسی، تمام کلام خدا حقیقت داشت. خدا به عیسی وعده رستاخیز از مردگان را داده بود و او با رستاخیزش نشان داد که می توان به خدا اعتماد محض و کامل داشت.
جالب است که در برخی از ورژن های جدید کتاب مقدس، واژه "صداقت" به صورت "وفاداری" ترجمه شده است. پولس رسول به هنگام نوشتن نامه به قرنطیان از این واژه استفاده کرد و نوشت که " خدا وفادار است". او با استفاده از این واژه به کلیسای قرنطیان یادآوری کرد که خدا به حرف خود عمل می کند. او قابل اعتماد است و فرزندانش را به پادشاهیش خواهد آورد. پولس در واقع این ایده و مفهوم را از
وفاداری خدا
We know that the first part of this verse was quoted by Jesus; indeed they were the very last words he spoke on the cross, just before he died, and they tell us of his absolute trust in God. It is possible that the second part of the verse was the phrase he spoke immediately he was resurrected from the dead. For Jesus, every word God spoke was true, God had promised to raise him from the dead and his resurrection showed that God could be trusted absolutely.
It is interesting that, in some modern versions of the Bible, the word ‘truth’ is translated as ‘faithfulness’. The apostle Paul picked up this idea when he wrote to the Corinthians that ‘God is faithful’, he was reminding them that God would keep His word; He can be trusted and He will bring His children to His Kingdom.
The Faithfulness of God
کتاب تثنیه اقتباس کرده بود. به آیه زیر نگاه کنید:
" پس بدانید که یهوه خدای شما، اوست خدا، خدای امین که عهد و محبت خود را با آنان که او را دوست می دارند و فرمانهایش را به جا می آورند، تا هزار پشت نگاه می دارد."
تثنیه 7:9
شاگردان خداوند عیسی به این خصلت خدا اعتماد کامل دارند. ما با تمام وجودمان ایمان داریم که خدا وفادار و صادق است. او هرگز به ما دروغ نمی گوید و یا ما را فریب نمی دهد. در حقیقت، پولس در رساله به رومیان نوشت که " حتی اگر همه انسانها دروغگو باشند، خدا راستگو است". بعبارتی دیگر، حتی اگر تمام مردم دنیا دروغگو و دغل باز باشند خدا صادق و راستگو باقی خواهد ماند.(رجوع کنید به رساله تیتوس 1:2)
وفاداری خدا
Paul took this from the book of Deuteronomy, look at this verse.
“Know therefore that the LORD your God is God, the faithful God who keeps covenant and steadfast love with those who love him and keep his commandments, to a thousand generations…” Deuteronomy 7:9
Disciples of the Lord Jesus depend absolutely on this aspect of God’s character. We believe with all our hearts that He is faithful and true, that He will never lie to us or deceive us. Indeed, Paul wrote ‘Let God be true though every man be false’; even if every man in the world is a dishonest liar, God will remain true! (See also Titus 1:2)
The Faithfulness of God
درک مفهوم صداقت خدا مهم است زیرا خدا از ما می خواهد که شبیه او باشیم یعنی خصوصیات اخلاقی او را دارا باشیم یا همانگونه که او می فرماید باشیم:��"مقدس باشید، زیرا من، یهوه خدای شما قدوسم."�لاویان 19:2
مقدس بودن به معنای جدا شدن از دنیای پیرامون ما و خود را وقف خدا کردن است. زمانی پاک و مقدس شمرده می شویم که از فرامین خدا اطاعت و از زبانمان تنها برای گفتن حقیقت استفاده کنیم. خدا نیز به قوم اسرائیل فرمود که آنها در صورت عدم اطاعت از قوانینش نام مقدس خدا را بی حرمت خواهند کرد.
در باب 19 لاویان دستورالعمل ها و اصولی فراتر از ده فرمان ارائه می شود. جملگی نشانگر این هستند که بنی اسرائیل چگونه می بایست این وظایف را در زندگیشان بکار می گرفتند. باید توجه کنیم که چه تعداد از این فرامین خدا با صداقت و راستگویی در زندگی آنها و ما مرتبط است. خدا صادق و راستگوست و از ما نیز می خواهد که اینگونه باشیم.
ضرورت صداقت
These ideas about the truthfulness of God are important for God wants us to be like Him, our characters like His character or as He says:
“You shall be holy; for I the LORD your God am holy.” Leviticus 19:2
Being holy means being separated from the world around us and dedicated to God. We are holy when we obey Him and when we use our tongue to speak only honest words. God also told Israel that if they disobeyed these laws then they would profane (dishonour) His holy name. This chapter in Leviticus (chapter 19) develops the principles behind the Ten Commandments and shows how the Children of Israel were to apply them in their lives. We should note how many of God’s commandments relate to truthfulness and honesty in their lives and our lives. God is true and honest and He wants us to be like this also.
Honesty is Essential
• دزدی مکنید، مکر منمایید و به یکدیگر دروغ مگویید. (آیه 11)
• بر همسایه خود ستم مکن و مالش را غصب منما. مزد کارگر روز مزد را تا صبح نگاه مدار. (آیه 13)
• در داوری بی انصافی مکن. نه جانب فقیر را بگیر و نه بزرگ را حرمت دار. همسایه خویش را به انصاف داوری کن. (آیه 15)
• در میان قوم خود به قصد سخن چینی مگرد. (آیه 16)
• در داوری خطا نورزید، در سنجش طول و وزن و حجم تقلب نکنید. ترازوی درست، وزنه های درست داشته باشید. (آیات 36-35)
ضرورت صداقت
Honesty is Essential
صداقت بخش مهمی از زندگی یک ایماندار را تشکیل می دهد. اگر نتوانیم به یکدیگر اعتماد داشته باشیم آنگاه زندگی در کنار یکدیگر و عبادت با هم امری محال و غیرممکن می شود. مهم است که بدانیم کتاب مقدس به ما درباره اهمیت صداقت نه تنها در گفتارمان بلکه در کردارمان تعلیم می دهد. برای مثال، باب بعدی کتاب لاویان به ما می آموزد که لازم است نسبت به همسرمان وفادار و راستگو باشیم. داشتن رابطه جنسی با زن مردی دیگر یا با شوهر زنی دیگر به اندازه ارتکاب دزدی یا دروغگویی امری نادرست و ناپسند محسوب می شود. خدا از ما می خواهد که همواره با صداقت و راستی رفتار کنیم.��" خدا از لبهای دروغگو کراهت دارد اما راست کرداران پسندیده او هستند." �امثال سلیمان 12:22
ضرورت صداقت
Honesty is an essential part of a believer’s life. If we cannot trust each other then it becomes impossible to live and worship together. It is important to realise that the Bible tells us of the importance of truthfulness in our actions, not just our words. For example, the next chapter in Leviticus goes on to tell us about the need to be faithful and true to our wife or husband. It is just as dishonest to have sex with another man’s wife or another woman’s husband as to steal or lie. God demands that we are honest in all our ways.
“Lying lips are an abomination to the LORD, but those who act faithfully are his delight.”
Proverbs 12:22
Honesty is Essential
در کتاب مقدس مثالهای بسیاری از مردان و زنان وجود دارد که در پیشگاه خدا دروغ گفتند و می بایست درس عبرت می گرفتند که عدم صداقت از دیدگاه خدا امری غیر قابل قبول است. برای نمونه، در پیدایش باب 27 می خوانیم که چگونه یعقوب و مادرش ربکا، اسحاق را فریب دادند. یعقوب وانمود کرد که برادرش عیسو است. او به پدرش دروغ گفت تا چیزی را که حقش نبود بدست آورد. اما این دروغ عواقب شدیدی را به همراه داشت. عیسو تا آخر عمر دشمن یعقوب گردید. یعقوب ناچار شد تا از خانه پدری فرار کند و دیگر هرگز روی مادرش را ندید. بعدها که یعقوب پدر پسران بسیاری شد، پسرانش به نوبت به دروغ به او گفتند که پسر محبوبش یوسف مرده است. از این مثال درس می گیریم که در صورتی که در زندگیمان دروغ بگوییم و یا کسی را فریب دهیم، ممکن است موجب ایجاد مشکلات و دردسرهایی در خانواده شویم. اگر دست به چنین عملی بزنیم باید با عواقب آن تا سالیان متمادی زندگی کنیم و شاید فرزندانمان به نوبت این عمل بد را انجام دهند.
ضرورت صداقت
There are many examples in the Bible of men and women who were dishonest before God and who had to learn the lesson that this is unacceptable to Him. One such example is in Genesis 27 where we read how Jacob, and his mother, Rebekah, deceived Isaac, his father. He pretended to be his brother Esau; he lied to his father to gain something that was not his by right. The consequences were severe. Esau became his enemy for the rest of his life. He had to flee from the family home and never saw his mother again. When Jacob later became the father of many sons, they in their turn lied to him, telling him that his favourite son, Joseph, was dead. We learn from this example that, if we lie and cheat in our lives, we may cause terrible pain and distress in our families. If we do this we may have to live with the consequences for many years and our bad example may be followed in turn by our children.
Honesty is Essential
ما دروغ می گوییم زیرا به گمان خود می توانیم از آن قسر در برویم. فکر می کنیم هیچ کس نخواهد فهمید که ما حقیقت را بیان نکرده ایم. با این حال، خدا همیشه از اعمال ما و در واقع از نیت قلبی ما آگاه است.
" خدایا تو مرا آزموده و شناخته ای! تو از نشستن و برخاستنم آگاهی و اندیشه هایم را از دور می دانی. تو راه رفتن و آرمیدنم را سنجیده ای و با همه راههایم آشنایی. حتی پیش از آنکه سخنی بز زبانم آید تو، ای خدا، به تمامی از آن آگاهی. �مزامیر 4-139:1
صداقت در حضور خدا
When we lie, we do so because we think we can ‘get away with it’. We think that no-one will know that we have not told the truth. However, God always knows what we do – and indeed, what we think in our hearts.
“O LORD, you have searched me and known me! You know when I sit down and when I rise up; you discern my thoughts from afar. You search out my path and my lying down and are acquainted with all my ways. Even before a word is on my tongue behold, O LORD, you know it altogether.”
Psalm 139:1-4
Honesty before God
در اعمال رسولان درباره مردی و همسرش می خوانیم که پیش خود فکر می کردند می توانند خواهران و برادران در کلیسا و خدا را فریب دهند.
" و اما شخصی حنانیا نام با همسرش سفیره ملکی را فروخته، بخشی از بهای آن را با آگاهی کامل زنش نگاه داشت و مابقی را آورده، پیش پای رسولان نهاد. پطرس به او گفت: ای حنانیا، چرا گذاشتی شیطان دلت را چنین پر سازد که به روح القدس دروغ بگویی و بخشی از بهای زمین را برای خود نگاه داری؟ مگر پیش از فروش از آن خودت نبود؟ و آیا پس از فروش نیز بهایش در اختیار خودت نبود؟ چه چیز تو را بر آن داشت که چنین کنی؟ تو نه به انسان، بلکه به خدا دروغ گفتی.�چون حنانیا این سخنان را شنید، بر زمین افتاد و جان سپرد. ترسی شدید بر همه آنان که این را شنیدند مستولی شد."
صداقت در حضور خدا
In the Acts of the Apostles, we read about a man and wife who thought they could cheat their brothers and sisters in the ecclesia and cheat God.
“But a man named Ananias, with his wife Sapphira, sold a piece of property, and with his wife's knowledge he kept back for himself some of the proceeds and brought only a part of it and laid it at the apostles' feet. But Peter said, "Ananias, why has Satan filled your heart to lie to the Holy Spirit and to keep back for yourself part of the proceeds of the land? While it remained unsold, did it not remain your own? And after it was sold, was it not at your disposal? Why is it that you have contrived this deed in your heart? You have not lied to men but to God." When Ananias heard these words, he fell down and breathed his last. And great fear came upon all who heard of it.”
Acts 5:1-5
Honesty before God
به نظر می رسید که این مرد و زن عملی نیک انجام می دهند. از نظر خواهران و برادران کلیسای اورشلیم این دو اشخاصی پارسا بودند که پولی را جهت کمک به دیگران به رسولان دادند. اما درباره مقدار پول دروغ گفتند. آنها با فخر فروشی وانمود کردند که تمامی بهای زمین را پیش پای رسولان گذاشته در حالی که تنها بخشی از بهای زمین را در راه خدا دادند. در واقع آنها با این عمل، خواهران و برادران ایماندارشان را فریب دادند.
بعنوان شاگرد عیسی، پارسا بنظر رسیدن امری بسیار آسان است خصوصا هنگامی که در دل دروغ می گوییم. ما نباید وانمود کنیم که همه چیزمان را به خدا می دهیم حال آنکه بخشی از آن را برای خود نگه داریم. گناه حنانیا و سفیره به علت عدم سخاوتمندی آنها نبود. اگر آنها گفته بودند که ما قصد داریم بخشی از پول را به خدا بدهیم و باقیمانده پول را برای خود نگه داریم آنگاه آنها حقیقت را بیان کرده بودند و از نظر خدا نیز عملشان پسندیده بود. اما آنها خطا کردند و به خدا و پطرس دروغ گفتند.
صداقت در حضور خدا
These people appeared to be doing good. To their brothers and sisters in the ecclesia in Jerusalem they must have seemed righteous because they gave money to help others. But they lied about the amount of money; they boasted that they had given everything from the sale of the property when they gave just part of the money to God - they deceived their brothers and sisters.
It is very easy to appear righteous as a disciple of Jesus Christ when really we are lying in our hearts. We must not pretend to give God everything but hold back part for ourselves. The sin of Ananias and Sapphira was not a lack of generosity, if they had said ‘we are giving God half of the money and keeping half for ourselves’ then this would have been honest, and God would have accepted it. What was wrong was to lie to Peter and to God.
Honesty before God
زمانی که گناهی را مرتکب می شویم ممکن است آن گناه به دیگران آسیب برساند اما پیامد واقعی آن، گناه کردن علیه خدا است. به هنگام دروغ گفتن به گمان خود تنها به زن یا مردی دیگر دروغ می گوییم در حالیکه باید بدانیم که در آن لحظه سعی در فریب دادن خدا نیز داریم.
مشکل این است که برخی از افراد این موضوع را باور ندارند. آنها می دانند که تعداد زیادی از افراد دروغگو هستند و سعی می کنند از آن قسر در بروند. امروزه خدا دروغگویان را مانند حنانیا و همسرش، سفیره نابود نمی کند. با این حال، دروغگویی برملا می شود و اگر شاگردان خداوند عیسی مسیح چنین رفتاری داشته باشند انگاه این رفتار بد آسیبهای معنوی شدیدی بهمراه خواهد داشت که نه تنها گریبان گیر شخص دروغگو بلکه گریبان گیر شخصی که به او دروغ گفته شده نیز می شود.
صداقت در حضور خدا
When we sin, it may hurt other people but the real consequence is that we sin against God. When we lie, we may think we are just lying to another man or woman, but we need to recognise that we are trying to deceive God.
The problem is that some people do not believe this. They know that many are dishonest and get away with it – God does not strike dishonest people dead today as He did Ananias and his wife, Sapphira. However, dishonesty does get noticed and when it occurs amongst disciples of the Lord Jesus Christ it causes serious spiritual damage both to the people who are lied to and to the one who has told the lie.
Honesty before God
داوود این مسئله را درک کرد و در مزامیر باب 37 اینگونه نوشت:
"در حضور خدا آرام باش و صبورانه انتظار او را بکش. به سبب آنان که در راههای خویش کامرانند و نقشه های پلید خود را به اجرا در می آورند، خویشتن را مکدر مساز. از خشم باز ایست و غضب را ترک نما. خویشتن را مکدر مساز که جز به شرارت نمی انجامد. زیرا که بدکاران منقطع خواهند شد اما منتظران خداوند زمین را به میراث خواهند برد. پس از اندک زمانی، دیگر شریری نخواهد بود و هر چند او را بجویی یافت نخواهد شد. اما حلیمان وارث زمین خواهند شد و از فراوانی سلامتی لذت خواهند برد."�مزامیر 11-37:7
هنگامی که عیسی به زمین باز گردد تا پادشاهی خدا را تاسیس نماید، فریبکاران درست همانگونه که خدا حنانیا و سفیره را مجازات کرد به سزای عمل خود خواهند رسید.
صداقت در حضور خدا
David recognised this and wrote about it in Psalm 37.
“Be still before the LORD and wait patiently for him; fret not yourself over the one who prospers in his way, over the man who carries out evil devices! Refrain from anger, and forsake wrath! Fret not yourself; it tends only to evil. For the evildoers shall be cut off, but those who wait for the LORD shall inherit the land. In just a little while, the wicked will be no more; though you look carefully at his place, he will not be there. But the meek shall inherit the land and delight themselves in abundant peace.” Psalm 37:7-11
When Jesus returns to set up God’s kingdom, dishonest people will be punished just as surely as God judged Ananias and Sapphira
Honesty before God
کتاب مقدس به ما می آموزد که نه تنها در بیان موضوعات مهم بلکه باید در بیان موضوعات کم اهمیت نیز صادق باشیم. برخی از مردم گمان می کنند که گفتن دروغهای کوچک امری قابل قبول است و ایرادی ندارد. از نظر کتاب مقدس هیچ گونه تفاوت و تمایزی میان بیان دروغ کوچک و بزرگ وجود ندارد. خدا در این باره می فرماید:
" فریبکار در خانه من ساکن نخواهد شد و دروغگو در حضورم نخواهد ماند."�مزامیر 101:7
گفتن دروغ اعم از کوچک و بزرگ امری نادرست است و اگر پیوسته به دروغ سخن بگوییم دیگر در پادشاهی خدا جایی نخواهیم داشت و خدا نیز به ما اجازه ورود به پادشاهیش را نخواهد داد.
با دقت به مفهوم آیه زیر از کتاب امثال سلیمان توجه کنید:
" خدا از ترازوی نامیزان کراهت دارد اما وزنه کامل پسندیده اوست."�امثال سلیمان 11:1
صداقت در زندگی روزمره
The Bible teaches us to be honest not just in big things but in things which may seem very small and trivial. Some people think that it is acceptable to tell little lies; they say that they do not matter. The Bible makes no such distinction, God says:
“No one who practises deceit shall dwell in my house; no one who utters lies shall continue before my eyes.” Psalm 101:7
All lies are wrong and if we are continually untruthful people we shall not find a place in God’s Kingdom, He will not allow us into His presence. Consider these words from Proverbs.
“A false balance is an abomination to the LORD, but a just weight is his delight.” Proverbs 11:1
Honesty in Everyday Life
برای درک این آیه، کاسبانی را در نظر بگیرید که با ترازو یشان عمدا به مشتری کم فروشی می کنند. چنین کاسبی فکر می کند که زیرک و باهوش است اما غافل است که خدا از چنین شرارت و بدی پنهانی کراهت دارد. حتی اگر کاسب هم نباشیم می توانیم به سمت کم فروشی وسوسه و دچار شویم بعبارتی دیگر افراد در هر منصبی که هستند کم فروشی می کنند. برای مثال یکی از مصادیق آن زمانی است که به دروغ به کارفرمایمان می گوییم بدلیل بیماری نمی توانیم سر کار بیاییم یا اقلام کوچکی مانند یک مداد یا مقداری کاغذ از او بدزدیم. شاید خود را اینگونه توجیه کنیم که ما بخاطر خیریت دیگران ناگزیز به انجام چنین کاری هستیم. شاید بتوانیم اعمالمان را از دیگران مخفی کنیم اما هرگز نمی توانیم از خدا پنهان کاری کنیم.
صداقت در زندگی روزمره
Just imagine shopkeepers with scales that are deliberately adjusted to give less than the customer has paid for. The shopkeeper may think he or she is smart and clever but God hates this hidden wickedness.
Each of us can be tempted to give ‘short measure’ even if we are not a shopkeeper. Perhaps we lie to our employer telling him that we are ill and cannot go into work when this is not true. Perhaps we steal little things from him – such as a pencil or some paper. We may even try to justify this by telling ourselves that we need it for the good of others. It may be possible to hide our deeds from other men but we cannot hide them from God.
Honesty in Everyday Life
رشوه خواری یکی از مصادیق نادرست عدم صداقت به شمار می آید که ما در زندگی روزمره خود با آن مواجه می شویم. ممکن است شخصی در ازای انجام عملی از ما پول درخواست کند یا ما به کسی پیشنهاد پول بدهیم تا به خواسته مان برسیم. رشوه خواری نوعی فساد مالی است که در برخی از کشورها رایج می باشد. خدا از این عمل بیزار است و به ما می گوید که رشوه خواران در پادشاهی خدا جایگاهی نخواهند داشت.
" خداوندا، کیست که در خیمه تو میهمان شود؟ و کیست که در کوه مقدست ساکن گردد؟ آن که در صداقت گام بردارد، و درستکار باشد و از دل، راست بگوید. که به زبان خویش غیبت نکند، و به همسایه اش بدی روا مدارد، و ملامت را درباره نزدیکانش نپذیرد. که شریران در نظر او حقیر باشند و آنان را که از خدا می ترسند حرمت بدارد که به قول خویش وفا کند هر چند به زیانش باشد. که پول خود را به ربا ندهد و رشوه بر ضد بی گناه نپذیرد.آن که اینها را به جای آرد هرگز جنبش نخواهد خورد.“ مزامیر 15
صداقت در زندگی روزمره
Bribery is one of the worst forms of dishonesty that we meet in our everyday lives. We may be asked for money in order to receive a favour or we may offer dishonestly to pay someone money to get something we want. This is corruption and in some countries it is very common. God hates it and again He tells us that those who are involved in bribery will not be in His Kingdom
“O LORD, who shall sojourn in your tent? Who shall dwell on your holy hill? He who walks blamelessly and does what is right and speaks truth in his heart; who does not slander with his tongue and does no evil to his neighbour, nor takes up a reproach against his friend; in whose eyes a vile person is despised, but who honours those who fear the LORD; who swears to his own hurt and does not change; who does not put out his money at interest and does not take a bribe against the innocent. He who does these things shall never be moved.”
Psalm 15
Honesty in Everyday Life
در این باب، داوود ابتدا پرسشی مطرح می نماید و در ادامه به آن پاسخ می دهد. پرسش او این است که چه کسانی در ملکوت خدا حضور خواهند داشت و سپس درباره خصوصیات اخلاقی زنان و مردانی صحبت می کند که خدا آ نها را جهت ورود به ملکوتش انتخاب نموده است.این اشخاص دارای صفات اخلاقی زیر هستند:
صداقت در زندگی روزمره
The Psalmist asks a question and then answers it. He asks ‘Who will be in the Kingdom of God’ and then he tells us of the character of those men and women whom God will choose. They are like this.
Honesty in Everyday Life
در این باب، داوود ابتدا پرسشی مطرح می نماید و در ادامه به آن پاسخ می دهد. پرسش او این است که چه کسانی در ملکوت خدا حضور خواهند داشت و سپس درباره خصوصیات اخلاقی زنان و مردانی صحبت می کند که خدا آ نها را جهت ورود به ملکوتش انتخاب نموده است.این اشخاص دارای صفات اخلاقی زیر هستند:
صداقت در زندگی روزمره
These are the kinds of people who will be in God’s Kingdom! There is a very powerful lesson in the Bible – that God deals with us as we deal with each other in our lives. David wrote of this in a very straightforward way in Psalm 18.
“On him who has mercy you will have mercy; to the upright you will be upright; He who is holy will see that you are holy; but to the man whose way is not straight you will be a hard judge.” Psalm 18:25-26 (BBE)
We want God to merciful with us at the Judgement Seat and to accept us as holy people, worthy of a place in His Kingdom, therefore we need to be merciful, straight and honest with others now.
“Let me be weighed in a just balance, and let God know my integrity!” Job 31:6
God always deals justly and fairly with people, how can we expect Him to accept us into His Kingdom if we have been unjust and dishonest to others in our lives?
Honesty in Everyday Life
دلیل بسیار مهم دیگری وجود دارد که چرا شاگرد عیسی باید کاملا صادق و راستگو باشد. غیر ایمانداران با دقت به زندگی ما چشم می دوزند تا بدانند ما به موعظه هایمان عمل می کنیم. در صورتی که با صداقت و راستی زندگی کنیم و کلام خدا را بشارت دهیم، مردم پی خواهند برد که ما به معنای واقعی به موعظه هایمان ایمان داریم. اگر درباره صداقت موعظه کنیم اما در زندگی دروغگو باشیم آنگاه مردم پیام ما را باور نخواهند کرد. در زمان پولس رسول این مشکل نیز وجود داشت و او در این خصوص در رساله به رومیان اینگونه نوشت:
" و اطمینان داری که راهنمای کوران و نور ظلمت نشینانی، تو که به سبب برخورداری از شریعت که تبلور معرفت و حقیقت است، مربی جاهلان و آموزگار کودکانی، تو که دیگران را تعلیم می دهی، آیا خود را نمی آموزانی؟ تو که برضد دزدی موعظه می کنی، آیا خود دزدی می کنی؟ تو که می گویی نباید زنا کرد، آیا خود زنا می کنی؟ تو که از بتها نفرت داری، آیا خود معبدها را غارت می کنی؟ تو که به داشتن شریعت فخر می فروشی، آیا با زیر پا گذاشتن آن به خدا بی حرمتی می کنی؟ چنانکه نوشته شده است: "به سبب شما، نام خدا را در میان قومها کفر می گویند."�رومیان 24-
سرمشقی برای دیگران
There is another very important reason why a disciple of Jesus must be totally honest. Non-believers look very carefully at our lives to see if we ‘practise what we preach’. If we live honestly and preach God’s Word, then people will see that we really believe what we preach. If we preach about honesty but live dishonest lives, then people will not believe our message. This was a problem in the days of the Apostle Paul and he wrote about it to the Romans.
“If you are sure that you yourself are a guide to the blind, a light to those who are in darkness, an instructor of the foolish, a teacher of children, having in the law the embodiment of knowledge and truthyou then who teach others, do you not teach yourself? While you preach against stealing, do you steal? You who say that one must not commit adultery, do you commit adultery? You who abhor idols, do you rob temples? You who boast in the law dishonour God by breaking the law. For, as it is written, "The name of God is blasphemed among the Gentiles because of you."
Romans 2:19-24
An Example to Others
یکی از عواقب نامطلوب دروغگویی در زندگی یک ایماندار این است که افراد خارج از کلیسا به هنگام مشاهده چنین رفتاری از ما نام خدا را بی حرمت خواهند کرد.
بار دیگر پولس رسول تفکرات ما را در این درس خلاصه می نماید. اگر قصد سفر به پادشاهی خدا داریم باید به آموزه ها و تعالیم عمل کنیم و زندگیمان را از آنها مملو سازیم.
" در پایان، ای برادران، هر آنچه راست است، هر آنچه والاست، هر آنچه درست است، هر آنچه پاک است، هر آنچه دوست داشتنی و هر آنچه ستودنی است، بدان بیندیشید. اگر چیزی عالی است، و شایان ستایش، در آن تامل کنید. آنچه از من آموخته و پذیرفته اید و هر آنچه از من شنیده و یا در من دیده اید، همان را به عمل آورید، که خدای آرامش با شما خواهد بود."�فیلیپیان 9-4:8
سرمشقی برای دیگران
This is a terrible consequence of dishonesty in the life of a believer – that people outside the ecclesia will blaspheme the name of God when they see it. Once again it is the Apostle Paul who sums up what we have been thinking about in this lesson. These are things we need to practise and to fill our lives with if we are to journey towards the Kingdom of God.
“Finally, brothers, whatever is true, whatever is honourable, whatever is just, whatever is pure, whatever is lovely, whatever is commendable, if there is any excellence, if there is anything worthy of praise, think about these things. What you have learned and received and heard and seen in me- practise these things, and the God of peace will be with you.”
Philippians 4:8-9
An Example to Others
سوالات
Questions