متن نامه جمعی از اساتید واحد شهرری به آقای جاسبی
بسم ا... الرحمن الرحيم
ان ا... لا يغيروا ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم
جناب آقاي دکتر جاسبي
رياست عاليه دانشگاه آزاد اسلامي
سلام عليکم
يک سال است که دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرري گرفتار مصائبي سخت شدهاست و از بين رفتن دستاوردهاي چندين ساله را به نظاره نشستهاست. يک سال است که اساتيد و کارمندان و دانشجويان اين واحد علمي و فرهنگي شاهد تحقير خود و توهين به جايگاه و شخصيت خويشند. يک سال است که تمام تلاشها براي اصلاح مشکلات متعدد در زمينههاي مختلف علمي و آموزشي و پژوهشي، راهي جز شکست و يا سرخوردگي به همراه ندارد. يک سال است که ... از اين يکسال هرچه بگوييم کم گفتهايم که شرح اين خون جگر همان مثنوي هفتاد من کاغذ ميشود.
اما لازم است تا مختصري به عرض برسانيم که چه شد تا اين مصيبتها آغاز شد. چه شد که در کمتر از يکسال تمام متخصصان و کارشناسان متعهد يا مجبور شدند تا سخني نگويند و يا آنانکه گفتند اگر مورد غضب قرار نگرفتند، کسي فريادشان را وقعي ننهاد تا ديگر انگيزه و محرکي براي کار کردن در کسي باقي نماند و دست حاکمان دانشگاه براي خودسريهايشان کاملا باز بماند.
تمام حکايت از زماني آغاز شد که فردي نا آشنا و بيگانه با اين دانشگاه به ناگاه بر کرسي رياست اين واحد تکيه زد و سکان هدايت اين مجموعه را در دستان خويش گرفت. گرچه در ابتدا اميدهاي بسيار در دل اعضاي اين مجموعه زنده شد تا با آغاز اصلاحات، برخي مشکلات موجود در دانشگاه خاتمه يابد و مجموعه دانشگاهی و به ویژه استادان جايگاه واقعي خويش را بازيابند و حرکت به سمت ساخت دانشگاهي علمي و فرهنگي بر اساس آموزههاي اسلامي و معيارهاي بين المللي آکادميک سرعت گيرد، اما اين اميدها چندان دوام نياورد و به زودي آشکار شد که اين کشتي راه به بيراهه ميبرد و اتفاقات تازهاي در راه خواهد بود. نه تنها اصلاحاتي در کار نيست که گويي تخريب دستور کار اين سکان دار است.
بي برنامگي به عنوان مهمترين عامل و پس از آن ضعف شدید مديريت، بي تجربگي، فقدان بينش صحيح، عدم شناخت نسبت به مجموعههاي دانشگاهي به طور عام و اين مجموعه به طور خاص، عدم قدرت تصميم گيري صحيح، بي توجهي به نظرات اساتيد معظم و بالاخره انتصابات ناصحيح و غير کارشناسي شده و ضعفهاي شخصيتي در مسئول ارشد دانشگاه راه را براي اين ويرانه کردن هموار ميکرد.
اختلافات روزمره ميان مسئولين و رياست اين واحد، از نتايج اين کج انديشيها بود که طبعا نتيجه اي جز به تعطيلي کشانده شدن امور و يا برکناري پي در پي معاونين و مسئولين ردههاي پايين تر به همراه نداشت و اين تغييرات حتي در سطح کوچکترين پستهاي اجرايي کارمندان نيز انجام شد تا شايد مفري باشد براي خروج از اين بن بست ايجاد شده و دستاويزي براي ارائه گزارش فعاليتهاي مثبت رئيس واحد. اما اين کارها نتوانست واقعيتهاي موجود را که همان افت کيفيت آموزشي، پژوهشي، عمراني، فرهنگي و حتي اداري و نيز اتلاف ساعتها وقت و هزينههاي مادي و معنوي افراد و مجموعه دانشگاهي باشد را پنهان نمايد. آمار موجود به روشنی حکایت ازعمق فاجعه دارد و مقایسه آماری عملکرد آقای رئیس در حوزه های آموزشی، پژوهشی، اداری و عمرانی با دوره های پیشین گواه این دعاوی است. برای نمونه همین بس که مجموعه آموزش دانشگاه بحرانیترین زمان آموزشی سال تحصیلی را در طول پنج ماه بدون معاون سپری کرد.
يک سال بر اين سياق گذشت و اگر نبود زيرساختهاي محکم گذشته و تجربه و تواناييهاي اساتيد محترم و کارمندان مجرب گروههاي آموزشي، شايد مدتها پيش فرياد اعتراضات دانشجويي گوش فلک را کر کرده بود. تمام اين دردها به اميد پايان يافتن دوره مديريت رئيس واحد تحمل شد تا شايد با حضور فردي مجرب و متعهد و متخلق به اخلاق اسلامي و انساني و آشنا با مجموعههاي دانشگاهي و شيوههاي مديريت آن، مرحمي بر زخمها حاصل شود، اما تمديد حکم رياست واحد شهرري در سال 86 نمکي بود که بر زخمها پاشيده شد.
تمديد حکم مديريتي ايشان گويي مهر تاييدي بود بر بي لياقتي ها و ندانم کاريهاي انجام شده که امروز اين مقام و معاون مالي وي سرمست از آن هيچ گونه قيدي براي خود قائل نيستند و نه تنها در برابر هيچ کس پاسخگويي نميکنند، گويي از عملکرد گذشته خويش خرسند نيز هستند، فارغ از اين همه پرسش از مشکلات موجود. حتي اگر آقايان روز حساب را هم فراموش کرده باشند بعيد به نظر ميرسد سازمان بزرگ دانشگاه آزاد اسلامي اين قدر بي حساب و کتاب باشد که کساني را چنين جسور کرده باشد.
اکنون اين پرسش مطرح است که چه کسي و تا کي بايد تاوان اين همه ندانم کاريها را بدهد و پاسخگوي آن کيست؟ آيا لازم نيست معلوم شود که در اين يکسال درآمدهاي دانشگاه در چه راهي صرف شدهاست؟ کدام فعاليت مهم آموزشي و پژوهشي و عمراني آغاز شده و يا به بار نشستهاست؟ آيا در حاليکه مشکلات فراوان در بخشهاي مختلف دانشگاه به عينه مشاهده ميشود، ذخيره کردن درآمدهاي دانشگاه چه توجيهي ميتواند داشته باشد. آقاي رئيس و معاون مالي ايشان براي پاسخگو نبودن در مسايل مالي بهترين راه را در هزينه نکردن و بستن بودجههاي دانشگاه يافتهاند. تا حدي که هزينه کردن در امور اجتناب ناپذير جاري داخل واحد را با شوق بسيار در سخنرانيها با افتخار به رخ ميکشند.
جابجايي هر روزه مسئولين و کارمندان دانشگاه (آن هم نه فقط در دوران ابتداي تصدي مسئوليت که هنوز نيز ادامه دارد) با چه قصد و نيتي صورت ميگيرد؟ اين موضوع که اکنون ديگر به طنز روز دانشگاه تبديل شده و طبيعتا راهي را براي پاسخگو نبودن کارمندان در سمتهاي جديد فراهم ميکند با چه اهدافي دنبال ميشود که اين قدر به مذاق رئيس محترم، خوش آمدهاست؟ آيا ايشان فعاليتهايي غير قانوني انجام نداده و نميدهد که نگران از بر ملا شدن آن است و با انجام اين کارها سعي در مخفي نمودن آنها دارد؟ وا... اعلم. شايد هم آقاي رئيس به فراست دريافتهاند که با ايجاد تفرقه براي بقاي دوران مديريت خويش بکوشند. هرچند که با اين اعمال تنها همه را عليه خويش يکپارچه ساختهاند.
اهانتهای آشکار لفظی و عملکردی به مسئولین و اساتید دانشگاه به بهانه های واهی با کدام مجوز اسلامی و اخلاقی صورت میگیرد. مگر در جامعه و دانشگاه اسلامی کرامت انسانی افراد و حفظ حرمت انسانها - به خصوص آنان که شغل انبیا(علیهم السلام) را دنبال میکنند- واجب نیست. نگرانی از آن است که این بی حرمتیها نه تنها عِرض شخص آقای رئیس را ببرد بلکه با خدشه دار کردن شان و جایگاه اساتید، زحمت آنها را برای اصلاح این مجموعه در آینده دو چندان کند.(چه این که اثرات آن از هم اکنون در دانشگاه مشاهده میشود.)
امروز کار به جايي رسيدهاست که مقام رياست واحد شهرري فراموش کردهاند شاهين اقبال چگونه بر شانه ايشان نشانده شد و چنان بر افراد زيرمجموعه خويش حکمراني ميکنند که بر کسي پوشيده نمانده که آن همه آيه و حديث که از گفتارشان سرازير ميشود فريبي بيش نيست. اکنون ديگر جان، حيثيت، آبرو و وضعيت اشتغال اساتيد و کارمندان دستخوش هوسهاي آني رئيس واحد قرار ميگيرد. شايد آقاي رئيس اطمينان خاطر يافتهاند که سفارش با واسطه و بي واسطه پسرخالهها در انتصابات مقبول ميافتد که اين چنين با خيالي آسوده فرعوني ميکنند. در اين دوران اعمالي در دانشگاه انجام ميشود که در طول پانزده سال گذشته خاطره ما شبيه آن را در اين واحد دانشگاهي به ياد نميآورد و گاهي چنان در اين سراشيبي سقوط به سرعت ميتازند که گويي براي از بين بردن امتيازات واحد شهرري و خارج کردن اين واحد از رقابت با واحدهاي مهم ديگر دانشگاه آزاد اسلاميحکم نانوشتهاي در اختيار رئيس واحد قرار گرفتهاست.
امروز پس از گذشت اين يکسال، اين جمع از استادان واحد شهرري براي انعکاس وافعيتهاي اين دانشگاه و تلاش در راه جلوگيري از منکر و اقامه معروف درنگ را بر خود جايز ندانست که هرگونه سکوت و کوتاهي در اين زمان به زعم ما گناهي نابخشودني است که از عقوبت آن بايد به خدا پناه برد. چه معلوم شد که تحمل اين مصائب و اندرزهاي فراوان به مقام رياست واحد تنها مشت بر سندان کوبيدن است. چرا که ایشان نه تنها انتقادی را برنمیتابند که در پس هر اختلاف نظری حکم به برکناری مسئولی میدهند و به طور مضحکی به دنبال مقصر ایجاد مشکلات میگردند.
جناب آقاي دکتر جاسبي آنچه گفته شد درد دلي سخت مختصر بود. سخن در اين باره بسيار است و چه بسيار حرمانها که در اين مجال گفتنشان شايسته نيست، که هر راست را نشايد گفت. اما بررسي صحت اين دعاوي بر شما دشوار نيست. ميدانيم که رياست اتحاديه دانشگاههاي جهان اسلام به مسائلي کلان توجه دارد که شايد ذکر اين مصائب براي شما رنجيدگي خاطر و هلاک وقت باشد. اما در اين مرحله و تا اين زمان راهي جز استمداد مجدد از حضرتعالي برايمان باقي نماندهاست. خاطرمان هست که وقتي در سال گذشته يکي از همکاران ما، شمهاي در اين باب را با شما در ميان نهاده بود، از مشکلات موجود اظهار اطلاع نموده بوديد. اکنون شرايط از آن روز به مراتب سخت تر شدهاست.
"بيا و گوش بده دردهاي پنهان را به نالههاي دل من که بي ثمر دارم"
البته لازم به ذکر است و بر کسي از اين مجموعه نيز پوشيده نيست که فعاليتهاي مثبت در جريان دانشگاهي امروز مديون زحمات برخي معاونين و مسئولين محترم است که با تدبير و مرافقت خود در طول اين مدت ضمن تحمل رنجهاي بسيار با پذيرش بدنامي همکاري با رياست فعلي واحد، با کمترين اميدها، شانه از بار مسئوليت خالي نکردهاند.
تقاضاي ما اين است که پس از بررسي مطالب ذکر شده و ذکر نشده در اين مقال، اقدام عاجلي براي حل مشکل انجام دهيد. واحد شهرري با سالها سابقه و تواناييهاي بالقوه و بالفعل بسيار، مديري دانشمند، توانا، متعهد، مجرب و با اخلاقي را ميطلبد که دين و مقام را دستخوش مطامع دنيايي و زندگي شخصي خويش ننمايد و کرامت انساني افراد را محترم بداند. از دل همين مجموعه بر خواسته باشد تا با دردها و رنجهاي آن نفس کشيده باشد. بيگانگاني که هميشه خود را ميهمان ميدانند و حتي به اندازه يک ساعت کلاس درس، تعلقي در داخل واحد براي خود ايجاد نميکنند تا نگران نگاههاي سنگين اطرافيان در آينده نباشند، معلوم است که حدي براي اعمال خود قائل نيستند.
استدعا داريم تا دير نشده و کار از کار نگذشتهاست، با اقدامي مناسب به اين مشکلات خاتمه دهيد و را ه را براي تلاش سازنده و اصلاح براي نيروهاي دلسوز هموار سازيد. اين دانشگاه آبستن حوادثي است که بعيد نيست مولود آن نه تنها اين واحد دانشگاهي که کل مجموعه عظيم دانشگاه آزاد اسلامي را بدنام نمايد. لذا براي علاج قبل از وقوع واقعه قبل از هر کار منتظر اقدامات راهگشا و شفابخش حضرتعاي در روزهاي آينده قبل از سر باز کردن اين دمل چرکين و بغرنج تر شدن اوضاع هستيم.
"اي که دستت ميرسد کاري بکن پيش از آن کز تو نيايد هيچ کار"
وا... المستعان
والسلام علي من التبع الهدي
جمعي از اساتيد واحد شهرري