زبان یا لحن تبعیض آمیز چیست و با آن چه بایدکرد؟


در مادة اول منشور کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان راجع به تبعیض در مورد زنان آمده است: واژة «تبعیضات علیه زنان» در این کنوانسیون به معنای قایل شدن هرگونه وجه تمایز، قایل شدن استثناء یا محدودیتی بر اساس جنسیت است که به رسمیت شناختن آزادی های اساسی زنان، حق بهره وری و رعایت حقوق بشر در مورد آن ها در زمینه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و مدنی و یا سایر موارد، بدون توجه به وضعیت تأهل آن ها و مساوات حقوق زن و مرد، خلل و آسیب وارد آورد.


و از تعریف های جامع زبان یکی این است که زبان یک نظام صوتی، تصویری، نگارشی، اشاری و تجسمی متشکل از سمبول ها یا نمادهاست که انسان به حیث یک وسیلة افهام و تفهیم و انتقال معلومات و محسوسات خود به کار می برد؛ و لحن، گونه های متفاوتی از کاربرد زبان است که به معانی و مفاهیم متعارف آن شدت یا خفت، بار منفی یا مثبت و امکانات وسیع تعبیر و تفسیر را می بخشد. طنز و کتره و کنایه و ایهام را می توان در همین شمار آورد.


با نظرداشت تعریف های بالا و از تلفیق و تألیف آن ها چنین برمی آید که هرگاه از زبان و لحن برای خوارکردن، استهزاء، تحقیر، تضعیف یا تعجیز مرد یا زن استفاده شود، در واقع تبعیض که از نظر قوانین و اصول پذیرفتة ملی و بین المللی و از نگاه طبیعت و ذات بشری مردود و محکوم است، صورت گرفته.


ما از این گونه تبعیض ها در محیط و کشور خود و جهان زیاد می بینیم و مثال های بی شماری را می توان در این زمینه ارایه کرد. تبعیض متقابل مرد و زن در جوامع مختلف. اما تبعیض مردان نسبت به زنان که از طریق زبان و لحن اعمال می گردد در محیط زنده گی ما دست بالایی دارد.


در میان زوج های وابسته به خانواده های تاریکتر و به دور از تعلیم و تربیت و مزایای مدنیت، الفاظ و نسبت هایی که از سوی مردان به زنان داده می شود یا از سوی اعضای دیگر خانواده به زنان، اصلاً قابل تکرار و یادکرد نیست و حیا مانع ذکر آن ها می گردد. گاهی این گونه برخوردها و مخاطب قراردادن های رو در رو یا در غیاب، در میان اقشار مرفه تر و ظاهراً تعلیم دیده و آگاهتر جامعه هم که ادعاهای بلند و بالایی دارند به صراحت انجام می پذیرد که سخت مایة تأسف و تألم می گردد.


در جامعه یی که مفهوم مساوات حقوقی زنان و مردان را به درستی درنیافته است و برنمی تابد، وجود این ذهنیت که زن عقلی ناقص دارد، عاجزه است و خدا در طبیعت و آفرینش او کاستی هایی را گذاشته که از او کنیزی گوش به فرمان برای مرد بسازد تا امیال مرد و خواست های جایز و ناجایزش را برآورد و به غرایز وی پاسخ دهد، مانعی عظیم است که نمی گذارد تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز و رشد همسان و متوازن نیروهای انسانی صورت گیرد. چنین برداشت و طرز تلقیی از تمام تلاش ها در زمینة تحکیم دموکراسی و ایجاد خانواده و جامعة مدنی ممانعت می کند و چالش های گوناگون و بی حسابی را فراراه افراد آگاه، سازمان ها، اتحادیه ها و انجمن ها و دولت قرارمی دهد.


هنگامی که افراد یا گروه هایی از جامعه نخواهند که برخورد و مناسباتی سالم و طبیعی با افراد یا بخشی جدایی ناپذیر و فعال از جامعة خود داشته باشند و در کردار، رفتار و گفتارشان نسبت به آنان در راه افراط و تفریط بروند، خُرده گیری ها را از حد بگذرانند و در ستایش از خود و نکوهش از طرف مقابل با نهایت غلو عمل کنند، واضح است که یک قسمت مهم، حساس و مؤثر جامعه دچار زیان و آسیب گردیده مصاب به عدم فعالیت متناسب و مورد نیاز می شود؛ چنان که جامعة زنان افغان به همین مشکل افتاده است و در نتیجه تمام جامعه از آن صدمه و ضرر می بیند.


رسانه ها از همه تأسیسات گروهی دیگر در قبال این وضع مسئولیت افزونتری دارند؛ زیرا رسانه ها به منزلة چشم و چراغ و گوش و زبان جامعة آگاه و به حیث دیدبان کارمی کنند، و اگر در برابر تبعیض های ناروا، اظهارات ناشایست و لحن نامناسب و غیر انسانی برخورد با قشر زنان بی اعتنائی و سکوت می نمایند در واقع به وظیفة مسلکی و عقیدتی خود بی وفایی کرده اند؛ در حقیقت آب به آسیاب دشمن جامعه که همان مناسبات و بنیادهای غیرانسانی و نارسا، ناقص و عقبگرای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستند، ریخته اند. این به دور از رسالت مطبوعات و سایر رسانه هاست؛ و اگر ژورنالیست یا هنرمندی با اثر و آفریدة خود به ضد زنان و علیه مادران و خواهران برمی خیزد و آشکارا یا با ایما و اشاره هستی و حقوق آنان را زیر سؤال می برد و یا از کنار خشونت، بدرفتاری یا حق تلفی واضح یا مخفی بدون بازتاب آن و بدون نشان دادن حساسیت لازم نسبت به آن، به ساده گی می گذرد، به جز این که نام خاین یا خایف را بر او بگذارند، فکر می کنید که مستحق کدام لقب مناسب دیگر خواهد بود؟!