پاسخ خودآزمایی های ادبیات فارسی سوم دبیرستان

 

درس اول صفحه ي 6

1-كوتاهي در سپاس گزاري و عبادت2-الف) رحمت ( باران رحمت بي حسابش ) ب) عيب پوشي ( پرده ي ناموس بندگان پ) روزي رساني ( وظيفه ي روزي به)      ت) بخشايندگي و آمرزش (هر گه كه يكي از بندگان)3- ابر و بادو مه خورشيد        /       همه از بهر تو 4- ضمير «ش» در جمله ي «بازش بخواند» و « بار ديگرش به تضرع و زاري بخواند » و ضمير «م» در جمله ي « بوي گلم چنان مست كرد.»5- الف) مه طاسك.( مه مانند طاسك) ب) شب طره ي پرچم( شب مانند طره ي)و6- نثر مسجع و فني زيرا در ان انواع سجع ها ، تشبيهات ، استعاره ها و به صورت طبيعي و با رعايت اعتدال به كار رفته است.7- غزل هايي است هم وزن  با قافيه هاي متفاوت كه با بيت مصرع غير تكراري ، به هم مي پيوندد.

درس دوم ص  13

1-اندوه و تآسف و اندرز گويي2- پيشنهاد مي كند كه سپاهياني از زابل بياورد كه با هم بجنگند و اسفنديار كه خواهان جنگ و خون ريزي است به آرزوي خود برسد . و همچنين ص 63 سطر دوم و سوم3- الف كنايه در مصراع دوم بيت سوم. ب) تضاد واستعاره در بيت پانزدهم . مبالغه در بيت شانزدهم و4- كوشش و اصرار5- زال در كودكي به وسيله ي سيمرغ پرورش يافته است6- الف ) زمينه ي داستاني دارد .ب) جنبه ي قهرماني دارد ج) خرق عادت در ان ديده مي شود(رويين تني اسفنديار و حضور سيمرغ)د) تا حدودي جنبه ي ملي دارد.

درس سوم ص 21

1-صفحه ي 16 سطر 13 و14 همچنين صفحه ي 17 دو سطر آخر و 2- شخصي حراف ، چاپلوس ، حسود و نوكر صفت3-الف لحن خشن رضا شاهي كه بيشتر حالت محاوره اي دارد ب) لحن سنگين و با وقار و ادبي كمال الملك ج) زبان معيار (توضيحات نويسنده در متن)4- صفحه ي 17 سطر 10 تا 15 صفحه ي 15 سطر 16 تا 185- تابلوي خود را از روي بوم برداشت و بر زمين گذاشت اين كار نشانه ي تواضع در مقابل افراد شايسته و گمنام و ارزش نهادن به هنر و هنرمندي ديگران است.

درس چهارم ص 37

1-صفحه ي 28 سطر 11 تا پايان بند 2- به علت انس و دلبستگي بيش از حد به گاو و چون گاوش همه ي زندگي اش است و نمي خواهد كه باور كند.3-از خود بيگانگي كه موجب گريز از واقعيت مي شود جهل و فقر نا بساماني هاي اجتماعي زندگي درد بار روستاييان.  4- در داستان نظامي عروضي بزرگ زاده اي را مي بينيم كه به علت بيماري مغزي (ماليخوليا) خود را گاو مي پنداشت كه بوعلي سينا با ابتكار خود او را مداوا نمود ، اما در اين داستان شخصي را مي يابيم كه با از دست دادن همه ي سر مايه ي خود ، خود را گاو مي پنداشت و در نهايت به مرگش منتهي شد.

درس پنجم ص 45

1- گل دسته ها ( 1- مناره ها 2- بچه ها) فلك ( 1- آسمان 2- نوعي ابزار تنبيه )2- لحن داستان كودكانه است ، از طريق گفته هاي كودكانه به طرح موضوع اصلي پرداخته است البته براي شخصيت هاي ديگر نيز لحن ويژه اي به كار برده است.3- بله زيرا مواردي چون فلك، مناره ، پله ، مي توانندمفاهيم رشد ، كمال  و عروج را القا كنند و اين دو مي توانند نماد كساني باشند كه مي خواهند به رشد و تعالي برسند . و مدرسه مي تواند نماد جامعه باشد . از طرفي نمايانگر مفاهيمي چون محروميت هاي اجتماعي ، وجود محدوديت هاي جامعه ، قوانين سليقه اي نيز هست.4- اصغر نماد افراد پر ادعا اما در عمل ناتوان و ترسو و متكي به ديگران . راوي فردي كنجكاو و جستجوگر و بي باك است . (قهرمانان با توجه به موقعيت سني و اجتماعي خود ، داراي صداقت كودكانه و همان شيطنت هاي زمان تحصيل كه نويسنده  توانسته است شخصيت آن ها را به طور كامل در ذهن بگنجاند)5- از اصل غافل گيري استفاده نموده و مستقيما وارد اصل ماجرا شده است و همچنين به كار گيري ايهام لطيف در عنوان درس به زيبايي آن افزوده است.

درس ششم ص 53

1- من فرزند و شاگرد اين پدرو تربيت شده و تابع او هستم بنابر اين من هم چون او اين هديه ها را  نمي پذيرم.2- شبهه ناك بودن اموال( يقين نداشت كه آن اموال حلال است يا نه)3- من بايد در قيامت براي آن هدايا پاسخگو باشم.4- قناعت ، بلند همتي ، شجاعت ، حق گويي ، تربيت صحيح و5- الف) به كار بردن متمم بعد از فعل (صفحه ي 49 آغاز سطر دوم ) ب) به كار بردن افعال فراوان (51 بند آخرج) ايجاز( صفحه ي 50 سطر اول بند دوم ) وجود لغات و تركيبات عربي ، حذف به قرينه و.

درس هفتم ص 57

1-براي نمايش هنر نويسندگي بيهقي و پيوستگي مطالب آن.2- سر و لباس و وضع ظاهر و طرز رفتار آنان.3- الف ) محبو بيت حسنك ب) بد جنسي دشمنان او ج) استفاده از اوباش در موقعيت هاي مختلف.4- تا بر نشاط و رغبت خوانندگان بيفزايد و به آنها پند و اندرز دهد.

درس هشتم ص 65

1-زيرا در اين داستان با مرگ يكي از قهرمانان محبوب فاجعه رخ مي دهد و باز گوينده ي ماجراي غم انگيز مرگ اسفنديار است.چند نمونه : 1- رستم و سهراب 2- داستان سياوش2- هفت خان رستم 1- پديدار گشتن شير و كشتن أن 2- غلبه تشنگي و رفع آن 3- كشتن اژدها 4- كشتن زن جادو گر 5- گرفتاري اولاد به دست رستم 6- جنگ با ارژنگ ديو 7- كشتن ديو سپيد.3-  1) هردو جوان و جوياي نام و كم تجربه اند  2 )هردو فريب خورده اند 3) هردو خواهان پي ريزي نظام نوين هستند  ديگر اينكه  1) سهراب از جنگ با رستم مي گريزد ولي اسفنديار جنگ طلب است 2) سهراب رستم را نمي شناسد اما اسفنديار او را مي شناسد . با توجه به اين ويژگي ها ، سهراب را شخصي بي آلايش ، مهربان ومي يابيم اما اسفنديار را چهره اي جنگ طلب ، لجوج و مغرور ومي بينيم.4- رستم دلبسته ي آيين كهن است حال آنكه اسفنديار اين گونه نيست . رستم دوستدار آزادگي  و اسفنديار دوستدار به اسارت كشيدن رستم است.(به بندهاي چهارم و پنجم صفحه ي 60و بندهاي اول و دوم صفحه ي 61 5- الف) شاهزاده است و وابسته به دستگاه حاكم ب) رويين تن است پ) جوان است ت) در جنگ هاب پيشين پيروز بوده است.6- رستم شخصيتي است با پيشينه اي درخشان ،شخصي است آزاده كه اسارت را به هيچ قيمتي نمي تواند بپذيرد  و معتقد به آيين كهن است و اسفنديار جواني است مغرور و رويين تن و معتقد به آيين نو خواهان تاج و تخت پادشاهي و مي خواهد به هر روش ممكن آن را به دست آورد ولو اسارت رستم.

درس نهم ص78

1- صفحه ي 70 بند اول و دوم2- بله ، زيرا لحني حماسي دارد و به مبارزه دعوت مي كند البته زمينه هاي حماسه در آن چندان مشهود نيست اما وجود بعضي زمينه ها را در آن نمي توان انكار كرد : خرق عادت، قهرماني، ملي (امت اسلامي) اماعنصر داستاني آن مشهود نيست .3- الف ) موسي= حضرت امام ب) فرعونيان و قبطيان = اسرائيلي ها و صهيونيست ها 4- چهره ي پير (حبيب بن مظاهر و جناده ) جوان( حضرت قاسم بن الحسن (ع)- عمروبن جناده)5- بيت اول « خار و خاره » جناس  بيت ششم تلميح و

 

 درس دهم ص 871 آن ها داراي روحيه ي ايثار ، شجاعت ، مقاومت، صميميت ، مهرباني و هستند.2- شجاعت ، آرامش استواري ، مردانگي ، مظلوميت ، اعتماد به نفس 3- پاتك: ضد حمله براي پس گرفتن خاك و يا ضربه زدن پس از هجوم دشمن. انهدام نيرو: عمليات براي از بين بردن امكانات نظامي و انساني دشمن .عمل كردن : الف) حمله كردن  ب) منفجر شدن ابزار انفجاري.4- سر مشق گرفتن نيرو هاي مقاوم و استوار از يكديگر.5- دو مرغ رها ، دو صف يا كريم 6- تا رو شني نگاه جانباز را برتر از آفتاب نشان دهد . 7- يك سبد اينجا واحد شمارش و به مفهوم انبوهي و فراواني است. نور و رو شنايي فراوان و بسيار زياد، نور معنويت ، بصيرت.

 

درس يازدهم ص 96 

1- زيرا امري خدايي و مظهر پاكي و روشنايي است.2- عزت و كمال ، شكوه و نعمت هاي جواني3- جواني ، انسان

 

درس دوازدهم ص105

1- كسب درآمد بيشتر 2- زاويه ديد = سوم شخص (داناي كل) درون مايه= آزمندي و حرص اوج داستان = پايان داستان3- الف) ققنوس عطار: در هندوستان است.     ققنوس اين داستان :در عربستان است.    ب) ققنوس عطار: آواز خوان است.           ققنوس اين داستان: اين ويژگي را ندارد.    پ) ققنوس عطار: مظهر انسان است.      ققنوس اين داستان: مظهر هويت ملت هاست.    ت)ققنوس عطار: دست نيافتني است.     ققنوس اين داستان: دست يافتني است.اما هردو ققنوس ويژگي هاي مشتركي دارند از جمله: هردو مرگ يكسان دارند و هردو موجودي يگانه و تنها هستند. ديگر اينكه هردو موجودي افسانه هستند.4- خدا به انسان مي گويد :/ شفايت مي دهم /از اين رو كه آسيبت مي رسانم / دوستت دارم/ از اين رو كه مكافاتت مي كنم.5- آنهايي كه حقيقت را ناديده مي گيرند و قصد دارند آن را پنهان كنند.

 درس سيزدهم ص 1121- رامين                                           2- اميد رسيدن به محبوب ، زندگي بخش است.3- زيرا در اين شعر از مفاهيمي چون : احساسات و عواطف ، عشق، وفا، اميدو سخن به ميان آمده است.4- راز محرمانه و نهاني عاشق.5- به دليل صفا و صداقت در پيام رساني.6- با بيت اول شعر خاقاني. با اين توضيحات : الف) در بيت حافظ«صبا» به هدهد تشبيه شده است ودر بيت خاقاني اين مورد نيست.ب) در بيت حافظ«سبا» استعاره از جايگاه معشوق است.و در بيت خاقاني«آفتاب وفا» استعاره از خود معشوق است.پ) در بيت حافظ ابتدا خبر و سپس تآكيد آمده ولي در بيت خاقاني ابتدا تآكيد و سپس خبر آمده است . ت) در بيت حافظ آرايه هاي :تشبيه، استعاره ، تلميح و تشخيص وجود دارد. و در بيت خاقاني تشبيه و استعاره وجود دارد. و ديگر اينكه در هر دو بيت مقصد مقدس است و پيام اهميت دارد . و از نظر اصالت مضمون اين موضوع ابتدا در شعر خاقاني مطرح شده و سپس حافظ آن را به شكلي ديگر بيان كرده است.

 

درس چهاردهم ص116

1شناخت پروانه ي اول و دوم ؛ زيرا معرفت اولي در مرحله ي علم اليقين و دومي در مرحله ي عين اليقين قرار داشت در حالي كه سومي به مرحله ي حق اليقين رسيد و حقيقت حال محبوب را درك كرد.2- آتش شمع.3- از تمام داستان مفهوم دو بيت سعدي را در مي يابيم و آن اين است كه: تا خود را فراموش نكني به حق نمي رسي.4- بيت اول: هين سخن تازه بگو تا دو جهان5- خمش ايهام دارد : 1- خاموش - ساكت  2- تخلص مولوي6- هيچ موفقيتي بدون لطف و نظر خدا حاصل نمي شود.

درس پانزدهم 125

1- كبوتر طوقدار : پيام نويسنده اين است كه اتحاد يكدلي  و تعاون باعث موفقيت مي شود.از ماست كه بر ماست: : پيام شاعر اين است كه عامل همه ي تباهي ها ، تكبر و غرور است و هرچه نصيب ما مي شود حاصل و نتيجه ي اعمال ماست.2- كبوتران اضطرابي مي كردند و هر يك خود را مي كوشيد. ( مي كوشيد = مي كوشيدند )3- آنچه كه لازمه ي رهبري و بزرگي است بايد انجام دهم .4- چون لازمه ي رهبري و بزرگي اين است كه رهبر در مواقع خطر ابتدا به فكر ديگران باشد.

 

درس شانزدهم ص 132-

1 عقل موجودي استدلالي و منطقي است و هميشه در پي يافتن مجهولات و نادانسته هاست به همين دليل تكرار را نمي پسندداما احساس در پي تجديد خاطره ها و مرور گذشته هاست به همين خاطر احساس، تكرار را دوست دارد.(اين سؤال ياد آور اين بيت حافظ است:             يك قصه بيش نيست غم عشق و اين عجب         كز هر زبان كه مي شنوي نا مكرر است)2- نوروز و طبيعت3- نياز به باز شناخت طبيعت به علت پيچيدگي تمدن مصنوعي/ نوروز نياز ضروري جامعه و خوراك حياتي يك ملت است/ نوروز تجديد تاريخ و باز گشت به اصل است / نوروز فصل شكفتگي روح و جان است / نوروز با اعتقادات ديني ما پيوند دارد . 4- صفحه ي 130 چهار سطر آخر5- بيت دوم = عرصه و عرضه جناس  / بيت چهارم واج آرايي و6- تقليد كور كورانه ، خودباختگي و تهاجم  فرهنگي

 

درس هفدهم ص139 1- كل ارض كربلاء و كل يوم عاشورا و كل شهر محرم « امام صادق»2- مبارزه ي دايمي بين حق و باطل 3- تلميح / روح و نوح جناس / روح ايهام  دارد 1- جان 2- جبرئيل / طوفان و نوح مراعات نظير4- پريدن پلك چشم « آمدن مهمان و وقوع يك اتفاق و رويداد »5- مصراع دوم بيت چهارم ومصراع اول بيت هفتم درهردو بيت پايان همه چيز راامام زمان معرفي مي كند. 6- مرجع هردو امام زمان است. 7- متناقض نما «پارادكس » آرامش طوفاني8- قالب سپيد 1- بي وزن است 2- قافيه ندارد 3- كوتاه و بلندي مصراع ها

 

درس هجدهم ص 149( اين درس در دو سال اخير فقط براي مطالعه ي دانش آموزان مي باشد )

 

درس نوزدهم ص 1541- وسعت وجودي امام / غمخوارگي / بيدارگري / مورد علاقه ي مردم است2- كلام امام منبعث از آيه هاي روشن قرآن است و تازگي و طراوت كلامش هميشگي است. 3- خود اتهامي« محاكمه ي دروني » شاعر غفلت هاو كوتاهي هاي خود را يك يك4- بشكن دل بي نواي مارا اي عشق       اين ساز شكسته اش خوش آهنگ تر است5- زيرا خداوند دل هاي شكسته را دوست دارد . اشاره به حديث:«همانا خداوند نزد دلهاي شكسته است »6- رباعي تقديمي آرايه ي جناس بين هزار/ هزار 

درس بيستم ص 164( اين درس در دو سال اخير فقط براي مطالعه ي دانش آموزان مي باشد )

 درس بيست و يكم ص 171 1- بهره از شيوه ي توصيف و داستان نويسي به شكل رمان2- اعتقادو باورقلبي نويسنده به پيامبرودين اسلام و قدرت قلم نويسنده واين كه مكه همه ي عظمت خودرامديون پيامبر است. 3- قديم : سيره ي ابن هشام / جديد : سيرت رسول الله از دكتر عباس زرياب خويي4- دو بيت اول: پيامبر اسلام سواد خواندن ونوشتن نداشت به اراده ي خداوند از همه ي علوم سرشار گرديد.بيت سوم: با مفهوم پيامبر اسلام با قلب  و درون پاك با خدا ارتباط داشت نه از طريق قراردادهاي مرسوم زندگي صفحه ي 167 بند دوم صدايي از عالم بالا

 

درس بيست و دوم ص1781- بي اعتباري و بي اهمي2تي او2- ص 176 بند چهارم دلم از ترقي عدليه3- ماجراي مسافرت امير ساماني و بازگشتش تحت تآثير شعر رودكي4- صفحه ي 172دو سطر آخر / رفتم تا قاضي شوم و درخت بيداد را از بيخ و بن بر اندازم. / از ترقي عدليه

 

درس بست و سوم ص 1851- پا و فرق تضاد/ پاي بر فرق و فرقدان بيني كنايه از ارزش و مقام بسيار بالا يافتن/ بيت اغرق نيز دارد2- جان گداختن به آتش عشق 3- صفحه ي 182 سه بيت آخر4- براي درك حقايق الهي نيازي به ابزار مادي نيست چون حقايق مانند آفتاب روشن است ولي درك ما اندك وناقص است.                                               5- بيت نوزدهم درس6- صفحه ي 182 دو بيت آخر / صفحه ي 183پنج بيت آخر

 

درس بيست و چهارم ص 189

1- بيت پانزدهم           /          

      2- بيت پانزدهم                         

3- ...                                  

      4- كرم و بخشش كردن بر بندگان   5- به حضرت موسي هم وحي رسيد و هم حقايق عالم را ديد ( به بينش و يقين بالايي دست يافت)6- بيت آخر . هيچ آدابي و ترتيبي

 

درس بيست و پنجم ص 193  1- دل عصاره ي روح آميخته با عشق است .         2- بار نيافتن در دل انسان

3- دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند    گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند...